خرید بک لینک
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ببین مون

باباممم .. خونه

پوول

مرتضی مستقل شدنش

ماشین خریدنش

خونه رهن کردنش

حامله شدنم

بی پولی مون

مامان میگه زنگ بزن به علی بگو بی پولی باباتو ...

مامانم میخنده باهام

تظاهر میکنه اونم که غصه بابامو و بچه بازیاشو نداره ....

منم دارم دست مو گاز میگیرمو تند تند تایپ میکنم اشکم سرازیر نشه ...

منم تظاهر میکنم ...

برچسب: شله,قلمکار,شده,زندگی,مون, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:03

دلم تنگه برا مهدی

برای خط قرمز زندگیم

برای کله شقی هام

برا زمانی که تمام غصه ام شب بخیر نگفتن مهدی بود ....

دلم تنگه

برچسب: نمیدونم, نویسنده: حامد محمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:03

از کجا بگم ؟؟ از لایک کردن عکس مهدی .. لایک کردم و مثل خر به تپش قلب افتادمو نفس نفس زدن من نمیدونم این بشر چی داره که منو اینجور میکنه ... از راه دور عکسشو لایک میکنم میمیرم و زنده میشم آنلایک کردمو صبح پی م داد چرا لایک کردی منم اومدم گنده بیام گفتم دلم خاست مشکل داری بلاک کن لعنتی بلاک کرد :| .................................................. حنابندون ایمان و سونیا دستبند خریدنمو ... اقا علیرضا :))))))) عاشق مرد طلا فروشه شدم خخخخخ سن بابامو داره اما دلم خاستش :))) انگشترم که مرتضی خرید مثلا ... وقت ارایشگاه برای عروسی و اتلیه و عکس دو نفری لباس طلایی خریدموووووو اووووووووووووووو

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:03

آزار دهنده تری ازین چی میتونه باشه ... حتما هست ...قبل درست شدن مدارک میگفتم آژار دهنده تر این چی میتونه باشه ... الانم میگم مطمینم که بعد از این هم آزار دهنده تر هست مثلا چاقی زیاد بچه نداشتن بی پول تر شدن مریضی یکی از عزیزان بدبختی یکی از عزیزان و................. همیشه بد از بدتر وجود داره خدایا شکرت هرموقع صلاح میدونی درست کن همه چیو فقط اگه طولانی هست و حالا حالا ها درست نمیشه صبرشو بده دلخوشی شو بده مثلا بچه یا لاغر شدنم انتخاب با خودت ... عادت کردم به اینکه بعد از هر خنده و خوشی منتظر یه اتفاق بد باشم منتظر یه چیزی که از دماغم در بیاد یا اینکه به دنیا اومدم تا فقط تمام

برچسب: نویسنده: حامد محمدی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 10:03

صفحه بندی